مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
270
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
أحببت الباطل كهلًا ولا شابّاً ، وإنّما أفعل ذلك استبشاراً بما نصير إليه ، فوَ اللَّه ما هو إلّاأن نلقى هؤلاء القوم بأسيافنا نعالجهم بها « 1 » ساعة ، ثمّ نعانق الحور العين . « 2 » ابن طاوس ، اللّهوف ، / 95 - 96 / عنه : محمّد بن أبي طالب ، تسلية المجالس وزينة المجالس ، 2 / 271 - 272 ؛ المجلسي ، البحار ، 45 / 1 ؛ البحراني ، العوالم ، 17 / 245 ؛ البهبهاني ، الدّمعة السّاكبة ، 4 / 277 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 270 ؛ القزويني ، تظلّم الزّهراء ، / 180 ؛ الجواهري ، مثير الأحزان ، / 60 - 61
--> ( 1 ) - [ لم يرد في البحار ومثير الأحزان ] . ( 2 ) - راوي گفت : همينكه سحر شد ، حسين عليه السلام دستور فرمود خيمهاى برپا كردند وفرمود تا در ظرف بزرگىكه مشكفراوان در آنبود ، نوره گذاشتند . سپس خود حضرت براي تنظيف داخلخيمه شد . روايت شده كه برير بن خضير همداني وعبد الرحمان بن عبد ربه انصارى بر در خيمه ايستادهبودند كه پس از بيرون آمدن حضرت ، آنان از نوره استفاده كنند . در اينحال ، برير خوشحال وخندان بود وسعى داشت كه عبد الرحمان را نيز بخنداند . عبد الرحمان به برير گفت : « اى برير ! چرا مىخندى ؟ حالا كه وقت خنده وشوخى نيست . » برير گفت : « همهء فأميل من مىدانند كه من نه در پيرى ونه در جوانى أهل شوخى نبودم ، ولى شوخى اين وقت من از فرط خوشحالى به سرنوشتى است كه در پيش داريم . به خدا قسم فاصلهاى ميان ما ودست به گردن شدن با حوريان بهشتى ، جز اين نيست كه ساعتي با اين مردم با شمشيرهاى خود بجنگيم . » فهرى ، ترجمهء لهوف ، / 95 - 96 ودر سحر ، آن امام مطهر براي تهيهء سفر آخرت فرمود كه نورهاى براي آن حضرت ساختند ، در ظرفى كه مشك در آن بسيار بود ودر خيمهء مخصوصى درآمد ومشغول نوره كشيدن شدند . ودر آن وقت ، برير بن خضير همداني وعبدالرحمانبن عبد ربه انصارى ، بر در خيمه محترمه ايستاده بودند ومنتظر بودند كه چون آنسرور فارغشود ، ايشان نورهبكشند . برير در آنوقت با عبد الرحمان مضاحكه ومطايبه مىنمود . عبد الرحمان گفت : « اى برير ! اين هنگام مطايبه نيست . » برير گفت : « خدا مىداند كه من هرگز در جوانى وپيرى مايل به لهو ولعب نبودهام ودر اين حالت شادى مىكنم ، به سبب آن كه مىدانم كه شهيد خواهم شد وبعد از شهادت ، حوريان بهشت را دربر خواهم كشيد وبه نعيم ابدى آخرت متنعم خواهم گرديد . » مجلسي ، جلاء العيون ، / 652 وبامدادان حسين بفرمود تا خيمهاى برافراختند وقدحى را از مشك ونوره آكنده ساختند ودر آن خيمه ، جاى دادند تا از أصحاب هر كه را حاجت افتد ، بدان خيمه در رود وموى بسترد . در خبر است كه برير خضير همداني وعبدالرحمانبن عبد ربه الأنصاري ، بر در آن خيمه ايستاده بودند تا بهنوبت از آننوره به كار برند . اينهنگام برير با عبد الرحمان سخن به مطايبه ومضاحكه 1 آورد . عبد الرحمان -